على اصغر حلبى

190

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

كرد و آن اين بود كه بدون احتياج به حكومت ، مجلسى غير رسمى ( غير دولتى ) را براى وضع قانون تأسيس كند . بدون شك اين اقدام را شخصى نافذ مىتوانست عملى سازد و همچنين كسى كه جرأت قيام به اين امر را به خود مىداد آن قدر اعتماد به كفايت و كردار و وقار اخلاقى خود داشته باشد كه بداند اگر براى تأسيس چنين مجلسى اقدام كند و قوانين را تدوين كند ، قوانين تدوين شده وى بدون نيروى سياسى ، با نيروى صلاحيتش و مطابقت با اوضاع زمانش و بالأخره به نيروى اثر اخلاقى تدوين كنندگان آن ، نافذ شود ، و ملت خود آن را بپذيرند ، و سلطنت‌ها خود به خود به پذيرفتن آن مجبور شوند . او عالم به غيب نبود كه از ابتدا نتايجى را كه در حقيقت نيم قرن بعد به ظهور رسيد ، مشاهده كند . اما او خود و يارانش چيزهاى زيادى مىدانستند و از مزاج اجتماعى مسلمانان آگاهى كامل داشتند و اوضاع عصر را در نظر گرفته بودند . او به عنوان يك انسان كه داراى درجهء عالى از فكر و علم بود ، فكر مىكرد كه او اين خلأ را مىتواند پر كند . اعضاى اين هيأت شاگردان ابو حنيفه بودند كه خود او سالهاى سال ، آنها را در مدرسه و مكتب فقهى خود ، براى تفكر درباره مسائل فقهى - سياسى ، و كاوش كردن به روش علمى و استنباط نتايج از طريق دلائل و براهين ، تربيت كرده بود . هر يك از آنها علاوه از امام ، از استادان بزرگ وقت ، تعليم قرآن ، حديث ، فقه و ساير علوم كمكى مثل لغت ، نحو ، ادب ، تاريخ و سير را فرا گرفته بودند - شاگردان مختلف در علوم مختلف مهارت و تخصص داشتند مثلا يكى در قياس و رأى نابغه بود ، و ديگرى معلومات وسيعى در احاديث و فتاوى صحابه و نظرهاى خلفا و قضاء گذشتگان داشت ، و گروه سوم در خصوص علم تفسير يا رشته خاصى از فقه يا لغت ، نحو و مغازى تخصص داشتند . خود ابو حنيفه منزلت هر يك از شاگردانش را در كلامى كه از او نقل شده است بيان كرده و گفته است : « آنها ( شاگردان ) 36 تن‌اند كه 26 تن آنها لياقت قضا را دارند ، 6 تن صلاحيت براى فتوا دادن دارند و 2 تن براى تربيت كردن قاضى و صاحبان فتوا شايستگى دارند » . « 1 » روش كار اين مجلس را آنطور كه كتابهاى معتبر سيره كه سيره ابو حنيفه را نوشته‌اند ، نقل كرده‌اند ، و من براى شما در اينجا نقل مىكنم . موفق بن احمد مكى مىنويسد :

--> ( 1 ) . المكى ، 2 / 246 .